چهارشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۹۸

بی وقت بی ‎وقت کرونا



آسمان هم با ابرهایش کش می‎آید

بر پهنه‎ی خستگی‎های میهنم

و سکوت

در چرخش عمیق نگاه‎ها / پلی‎ست

میان حنجره‎های به زخم نشسته


عقربه‎ها زاویه‎ها را گم کرده‎اند

در لباس سپید پرستاران

در گوشی‎های پزشکان

در لابراتوارهای مضطرب

با صف انتظار


سایه‎ای بی‎نشان

شعله‎های خیالم را ویران می‎کند

چراغ کوچک خانه‎ام را له

و دست‎هایش را

در خاک این سرای بی‎کسی می‎شوید


و عصر با دلتنگی‎‎هایش

بر خاک این سرزمین

چه سرد می‎گذرد


از قداست بازوان تو بالا می‎آیم

وقت هجوم ابر

و چلچراغ چشم‎هایت

که لبانم را روشن می‎کند

به وقت سکوت

و کلمات من

در پرده‎ی صدای تو

نت‎های جهان را می‎چیند

گام به گام


هیچ نظری موجود نیست: