دوشنبه، آذر ۲۸، ۱۴۰۱


چه لحظه‌های شومی

نصیب من

تمام راه به ظلمت 

و خانه در دقایق ویران


افق به چشم گریان

چو فولاد سرخ

مشتعل می‌گشت


به سان مانده‌ی راهی

چشم به آسمان دادم

لبریز ابرهای تباهی

و بر کرانه‌ی وحشت

در مدار سکوتی نجیب

فرو ماندم

هیچ نظری موجود نیست: